معماری پیشگیری از آسیبهای اجتماعی؛ از شناخت لایهها تا ساخت آینده ویژه مجموعه رسانهای الفت ملت قصهای که باید پیش از وقوع روایت شود در محلهای شلوغ، مادری به قصههای فرزندش از زورگیری در راه مدرسه گوش میدهد و لبخندی تلخ میزند؛ نه به خاطر عادی بودن این تجربه، بلکه به خاطر اینکه دیگر کسی […]
معماری پیشگیری از آسیبهای اجتماعی؛ از شناخت لایهها تا ساخت آینده
ویژه مجموعه رسانهای الفت ملت
قصهای که باید پیش از وقوع روایت شود
در محلهای شلوغ، مادری به قصههای فرزندش از زورگیری در راه مدرسه گوش میدهد و لبخندی تلخ میزند؛ نه به خاطر عادی بودن این تجربه، بلکه به خاطر اینکه دیگر کسی غافلگیر نمیشود. این، همان زنگ خطر خاموشی است که سالها پیش از تبدیل شدن به بحران، باید شنیده و پاسخ داده شود. ما در آستانه عصری هستیم که آسیبهای اجتماعی دیگر نه یک پدیده منفرد و قابل چشمپوشی، بلکه یک شبکه پیچیده و درهم تنیده است که تار و پود جامعه را هدف گرفته است. از شکافهای اقتصادی و فرهنگی گرفته تا امواج مخرب رسانهای، همگی دست به دست هم دادهاند تا لایههای مختلف جامعه را مورد هجمه قرار دهند. مواجهه با این پدیده، نیازمند یک معماری است؛ معماریای که نه بر اساس واکنش به بحران، بلکه بر اساس پیشبینی، پیشگیری و ایجاد تابآوری در لایههای مختلف جامعه بنا شود. این متن، تلاشی است برای ترسیم چارچوبی برای این معماری، با نگاهی به ریشهها، راهکارها و نقش مجموعههایی چون «الفت ملت» در ساختن آیندهای امنتر و امیدوارتر.
۱. صورتمسئله: واقعیت بیماسک
آسیبهای اجتماعی در ایران امروز، ساختاری و چندلایهاند. این بدان معناست که ریشه بسیاری از مشکلات در ساختارهای کلان اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی ما نهفته است و این مشکلات به صورت آبشاری بر سر لایههای مختلف جامعه فرو میریزند. آمارها از رشد نگرانکننده معضلاتی چون خشونت (اعم از خانگی، خیابانی و کلامی)، طلاق (به ویژه در سالهای اولیه ازدواج)، اعتیاد (با شیوع فزاینده در میان نوجوانان و جوانان) و بزهکاری (از سرقتهای خرد تا جرائم سازمانیافته) حکایت میکنند. اما ویژگی بارز این وضعیت که ما را به تأمل عمیقتر وامیدارد، گستردگی و عمق این پدیدههاست:
- پراکندگی جغرافیایی: این آسیبها دیگر محدود به مناطق حاشیهای و محروم شهرهای بزرگ نیستند؛ بلکه در سکونتگاههای غیررسمی، شهرهای کوچک، و حتی در میان برخی طبقات متوسط و رو به بالا نیز ریشههایی دواندهاند. روستاها نیز از این چرخه آسیب در امان نماندهاند و با مهاجرت معکوس یا عدم دسترسی به فرصتهای شغلی و اجتماعی، با چالشهای جدیدی روبرو هستند. این پراکندگی نشان میدهد که عوامل زمینهساز، جهانیتر و عمیقتر از صرف فقر مطلق هستند.
- تنوع نسلی: دامنه این آسیبها بسیار گسترده است و هیچ گروه سنی خاصی را هدف قرار نداده است. از کودکان دبستانی که شاهد خشونت خانگی هستند یا قربانی آزار و اذیت در محیط مدرسه میشوند، تا نوجوانانی که در معرض اطلاعات نادرست و اعتیادآور شبکههای اجتماعی قرار میگیرند، و جوانانی که با بیکاری و ناامیدی دست و پنجه نرم میکنند، و در نهایت کهنسالان تنهای شهری که از حمایتهای اجتماعی و خانوادگی دور ماندهاند. این تنوع نسلی، لزوم رویکردهای چندوجهی و متناسب با نیازهای هر گروه سنی را ایجاب میکند.
- همافزایی تهدیدها: مشکل اصلی، منفرد نبودن این آسیبهاست. فقر اقتصادی، به خودی خود یک عامل خطر است، اما زمانی که با گسست فرهنگی، از بین رفتن ارزشهای سنتی و اخلاقی، و همچنین جنگ روانی رسانهای که به طور مداوم حس ناکارآمدی، ناامیدی و بیهویتی را تزریق میکند، همافزایی پیدا میکند، قدرت تخریبگری آن چندین برابر میشود. به عنوان مثال، فقر اقتصادی در کنار بیکاری جوانان، دسترسی آسان به مواد مخدر در یک محله، و انتشار پیامهای فرهنگ مصرفگرایی افراطی و nihilism در فضای مجازی، مجموعهای مخرب را شکل میدهد که فرد را به سمت آسیبپذیری بیشتر سوق میدهد.
معنایش این است که هیچ «مسکن زودگذر» یا راهحل سطحی کارساز نیست. ما نمیتوانیم با نصب دوربینهای بیشتر در خیابانها یا افزایش گشتهای انتظامی، جلوی تمام آسیبها را بگیریم. این اقدامات، ممکن است در موارد خاصی مؤثر باشند، اما راهحل ریشهای و سیستماتیک، که به تمامی لایههای زمینهای این مشکلات بپردازد، تنها چیزی است که میتواند نبض این روند رو به رشد را آرام کرده و جامعه را به سمت تابآوری و سلامت هدایت کند. این نیازمند یک «مهندسی اجتماعی» است که بر پایه علم، داده، و مشارکت همگانی بنا شود.
۲. علل و چرایی بحران
برای طراحی معماری پیشگیری، باید به عمق ریشههای این بحران پی ببریم. علل آسیبهای اجتماعی را میتوان در چند دسته کلیدی طبقهبندی کرد که همگی به هم مرتبط و اثرگذار بر یکدیگرند:
۲.۱. شکافهای ساختاری
ساختارهای اصلی جامعه، چه در حوزه اقتصادی، چه فرهنگی و چه رسانهای، دارای نقاط ضعفی هستند که بسترساز بروز و تشدید آسیبهای اجتماعی شدهاند:
- اقتصادی:
- بیکاری جوانان: نرخ بالای بیکاری، به ویژه در میان فارغالتحصیلان دانشگاهی (که آمار آن به طور متغیر بین ۲۰٪ تا بیش از ۳۰٪ در گروههای سنی خاص گزارش میشود)، احساس سرخوردگی، ناامیدی، و بیارزشی را در میان بخش بزرگی از جامعه ایجاد میکند. این بیکاری تنها به معنای نداشتن شغل نیست، بلکه به معنای عدم دستیابی به استقلال مالی، عدم امکان تشکیل خانواده، و از دست دادن فرصت شکوفایی استعدادهاست.
- تورم پایدار: تورم مزمن، قدرت خرید مردم را کاهش داده و فشار اقتصادی بر خانوادهها را افزایش میدهد. این مسئله میتواند منجر به تشدید تنشهای خانوادگی، کاهش رفاه، و افت کیفیت زندگی شود که خود بسترساز انواع آسیبهاست.
- نابرابری در دسترسی به خدمات پایه: دسترسی نابرابر به خدمات بهداشتی، آموزشی، و حتی فرصتهای تفریحی و فرهنگی، شکاف طبقاتی را عمیقتر کرده و احساس تبعیض و بیعدالتی را در جامعه دامن میزند. این ناامیدی، گاهی افراد را به سمت رفتارهای پرخطر سوق میدهد.
- فرهنگی:
- گسست نسلی: تفاوتهای فاحش در ارزشها، باورها، و سبک زندگی میان نسلها، ارتباط و انتقال تجربیات را دشوار کرده است. والدین و فرزندان، یا نسل قدیم و جدید، اغلب در زبان و جهانبینی مشترکی صحبت نمیکنند، که این امر میتواند منجر به سوءتفاهم، عدم درک متقابل، و در نهایت دور شدن افراد از چارچوبهای حمایتی خانواده شود.
- از بین رفتن نظامهای سنتی انتقال ارزشها: نهادهایی مانند خانواده گسترده، مساجد محلی، و مجالس سنتی که پیش از این نقش مهمی در انتقال ارزشهای اخلاقی و اجتماعی به نسلهای جوان ایفا میکردند، کارایی و تأثیرگذاری خود را از دست دادهاند. این خلاء، جامعه را در برابر پذیرش آسانتر ارزشهای بیگانه و مخرب آسیبپذیر میکند.
- رسانهای:
- سلطه پیامهای تخریبگر: فضای رسانهای امروز، به ویژه شبکههای اجتماعی، مملو از پیامهای منفی، خشونتآمیز، ناامیدکننده، و تشویقکننده سبکهای زندگی ناسازگار با فرهنگ بومی است. نبود یک روایت بومی قدرتمند و جذاب، که بتواند با این سیل پیامهای مخرب مقابله کند، باعث میشود افکار عمومی، به ویژه قشر جوان، در معرض آسیب جدی قرار گیرند. این پیامها میتوانند از ترویج مصرفگرایی افراطی و نمایش زندگیهای لوکس و غیرواقعی گرفته تا تشویق به رفتارهای ضد اجتماعی و تضعیف باورهای دینی و اخلاقی را شامل شوند.
۲.۲. فرسایش سرمایه اجتماعی
سرمایه اجتماعی، همان شبکه روابط، اعتماد، همکاری و مشارکت است که در جامعه وجود دارد و عاملی کلیدی در تابآوری اجتماعی محسوب میشود. متأسفانه، در سالهای اخیر شاهد فرسایش شدید این سرمایه بودهایم:
- کمرنگ شدن نقش نهادهای میانی: انجمنهای علمی، گروههای داوطلبانه، مساجد محلی، سازمانهای مردمنهاد، و شوراهای محلی، که پیش از این وظیفه ایجاد پیوند و انسجام در جامعه را بر عهده داشتند، یا تضعیف شدهاند، یا کارایی خود را از دست دادهاند، یا به طور کلی از صحنه حذف شدهاند. این نهادها، بستر اصلی برای مشارکت اجتماعی، حل مسئله، و حمایت متقابل بودند.
- گرایش به روابط مجازی سطحی: افزایش استفاده از شبکههای اجتماعی و پیامرسانهای اینترنتی، اگرچه امکان ارتباط را فراهم کرده، اما اغلب منجر به جایگزینی روابط چهرهبهچهره عمیق و معنادار با تعاملات مجازی سطحی و گذرا شده است. این موضوع، احساس تنهایی، انزوا، و کاهش حس تعلق به جامعه را در افراد تشدید میکند.
۲.۳. تأثیر جنگ نرم و روانی
در دنیای امروز، ابزارهای رسانهای و اطلاعاتی به ابزارهای جنگی تبدیل شدهاند. در ایران، اثرات «جنگ نرم و روانی» بر آسیبهای اجتماعی بسیار مشهود است:
- الگوسازی از سبک زندگی ناسازگار: تولید و انتشار گسترده محتوایی که سبکهای زندگی ناسازگار با ارزشهای ایرانی-اسلامی را به عنوان ایدهآل معرفی میکنند (مانند ترویج فردگرایی افراطی، مادیگرایی بیحد و مرز، مصرفگرایی، و روابط خارج از چارچوب خانواده)، به تدریج هنجارهای جامعه را دچار تغییر کرده و جوانان را در مواجهه با این الگوها، دچار سردرگمی و تناقض میسازد.
- القای ناکارآمدی و بیپناهی: مستمر بودن پیامهایی که بر ناکارآمدی نهادهای حاکمیتی، یأس از آینده، و نبود راهی برای پیشرفت تمرکز دارند، به طور هدفمند برای نسل جوان طراحی شده است. این القائات، حس بیپناهی، بیمعنایی، و انفعال را در جوانان افزایش داده و آنها را نسبت به هرگونه تلاش برای بهبود یا مشارکت در جامعه دلسرد میکند، که این خود بستری برای گرایش به آسیبهای اجتماعی است.
۳. راهکارهای علمی داخلی
با درک علل و لایههای مختلف آسیبهای اجتماعی، میتوانیم به سمت تدوین راهکارهای علمی و مؤثر حرکت کنیم. این راهکارها باید در سه سطح پیشگیری تعریف شوند:
۳.۱. پیشگیری اولیه (Primary Prevention)
این سطح از پیشگیری، بر عوامل خطر و آسیبپذیریها تمرکز دارد و هدف آن جلوگیری از وقوع خود آسیب است.
- خانواده توانمند:
- برنامههای مشاوره پیش و پس از ازدواج: افزایش کیفیت و گستره این برنامهها، با تأکید بر آموزش مهارتهای ارتباطی، حل تعارض، مدیریت مالی، و آشنایی با مسئولیتهای زوجیت.
- آموزش مهارتهای فرزندپروری: ارائه کارگاهها و دورههای آموزشی مستمر برای والدین در تمام سطوح، با تمرکز بر شیوههای فرزندپروری مثبت، قاطعیت بدون خشونت، درک نیازهای روانی کودک، و ایجاد فضای امن عاطفی در خانواده. این آموزشها باید در دسترس عموم و با رویکردهای بومیسازی شده ارائه شوند.
- مدرسه مراقب:
- ادغام آموزش مهارتهای زندگی: گنجاندن درسهایی مانند حل مسئله، تصمیمگیری، ارتباط مؤثر، خودآگاهی، مدیریت هیجانات، و مهارتهای اجتماعی در برنامه درسی از مقاطع ابتدایی تا متوسطه، به شکلی که به صورت کاربردی و جذاب ارائه شود.
- حضور مشاوران حرفهای تماموقت: اطمینان از حضور مشاوران تحصیلی و روانشناس در تمامی مدارس، با نسبت مناسب دانشآموز به مشاور، تا بتوانند دانشآموزان در معرض خطر را شناسایی کرده و به آنها خدمات حمایتی و مشاورهای ارائه دهند.
- محله امن:
- ایجاد خانههای محله: راهاندازی مراکز فرهنگی، ورزشی، و مشاورهای در سطح محلات، به ویژه در مناطق کمبرخوردار. این خانهها میتوانند با ارائه خدمات رایگان یا با هزینه اندک، به فضایی برای تجمع، یادگیری، تفریح سالم، و دریافت کمکهای اجتماعی تبدیل شوند. این مراکز میتوانند با محوریت مساجد، پایگاههای بسیج، یا سراهای محلات فعال شوند.
۳.۲. پیشگیری ثانویه (Secondary Prevention)
این سطح از پیشگیری، بر شناسایی زودهنگام افرادی که در معرض خطر قرار دارند و مداخله سریع برای جلوگیری از تبدیل خطر به آسیب متمرکز است.
- سامانه هشدار زودهنگام: ایجاد یک شبکه محلی از افراد آموزشدیده (مانند مربیان، معلمان، پزشکان خانواده، مددکاران اجتماعی، و داوطلبان محلی) که با حساسیت نسبت به نشانههای اولیه آسیبپذیری (مانند افت تحصیلی ناگهانی، انزوای اجتماعی، تغییرات رفتاری شدید، یا گزارشهای خانوادگی) بتوانند افراد در معرض خطر را شناسایی کرده و به سیستمهای حمایتی معرفی کنند.
- مراکز پاسخ سریع: تشکیل تیمهای چندتخصصی (شامل روانشناس، مددکار اجتماعی، حقوقدان، و در صورت نیاز، نیروی انتظامی آموزشدیده) که بتوانند به سرعت به بحرانهای اجتماعی اورژانسی (مانند خشونت خانگی، خودکشی، یا درگیریهای محلی) واکنش نشان داده و مداخله مؤثر و حمایتی را انجام دهند.
۳.۳. پیشگیری ثالثیه (Tertiary Prevention)
این سطح از پیشگیری، بر کاهش اثرات آسیبهای وارده و جلوگیری از عود آنها و همچنین توانبخشی افراد متمرکز است.
- بازتوانی چندبعدی: برای افرادی که دچار آسیبهای جدی شدهاند (مانند اعتیاد، طلاق، یا زندان)، ارائه بستههای حمایتی جامع که شامل درمان پزشکی، مشاوره روانشناختی، آموزش مهارتهای شغلی و اجتماعی، و حمایتهای پس از خروج از چرخه آسیب باشد. این بازتوانی باید به صورت یکپارچه و با در نظر گرفتن تمام ابعاد زندگی فرد انجام شود.
- شبکه الگوهای بهبودیافته: استفاده از روایتهای واقعی و تجربیات مثبت افرادی که با موفقیت از چرخه آسیب عبور کردهاند، به عنوان الگوهای الهامبخش برای دیگران. این روایتها باید با ظرافت و صداقت و بدون قضاوت منتشر شوند تا امید و انگیزه را در دل کسانی که درگیر مشکلات مشابه هستند، زنده کنند.
۴. طرحهای علمی و بینالمللی قابل بومیسازی
جهان تجربههای موفق بسیاری در زمینه پیشگیری از آسیبهای اجتماعی دارد که با بومیسازی مناسب میتوانند در ایران نیز به کار گرفته شوند:
- Safe Communities (سازمان جهانی بهداشت): این برنامه بر مفهوم «جامعه امن» تأکید دارد و محوریت آن، مشارکت فعال جامعه محلی در شناسایی و اصلاح عوامل خطر محیطی و اجتماعی است. این شامل بهبود زیرساختهای فیزیکی (مانند پیادهروهای ایمن، روشنایی مناسب)، ارتقاء ایمنی در محیطهای کار و تفریح، و تقویت شبکههای حمایتی اجتماعی است. در ایران، این رویکرد میتواند با تکیه بر شهرداریها، دهیاریها، و سازمانهای محلی اجرا شود.
- CPTED (Crime Prevention Through Environmental Design پیشگیری از جرم با طراحی محیطی): این رویکرد بر اهمیت طراحی فضاها و محیطهای شهری برای کاهش فرصتهای جرم و افزایش احساس امنیت تأکید دارد. مواردی مانند افزایش نورپردازی در مناطق تاریک، بهبود دیدرس در پارکها و کوچهها، تغییر کاربری فضاهای متروکه و جرمخیز، و طراحی جذاب و فعالکننده برای فضاهای عمومی. در ایران، میتوان با استفاده از مساجد، پایگاههای بسیج، و فضاهای فرهنگی موجود به عنوان «هستههای امن» و محورهای فعالیتهای اجتماعی، این رویکرد را اجرایی کرد.
- Mentor Neighborhoods (فنلاند): در این مدل، یک «مربی اجتماعی محله» (Social Mentor) یا «همیار اجتماعی» در هر محله حضور دارد که وظیفه پیگیری وضعیت خانوادهها، به ویژه کودکان و نوجوانان آسیبپذیر، و ایجاد ارتباط میان آنها و خدمات حمایتی را بر عهده دارد. این مربیان، نه صرفاً کارشناس، بلکه افرادی همدل و قابل اعتماد هستند. در ایران، میتوان از روحانیون فعال و مردمی، مربیان تربیتی، یا تسهیلگران اجتماعی آموزشدیده برای ایفای این نقش بهره برد و از ظرفیت مساجد و پایگاههای محلی به عنوان محل فعالیت این مربیان استفاده کرد.
۵. پیشنهاد ویژه برای مجموعه رسانهای الفت ملت
مجموعه رسانهای «الفت ملت»، با توجه به رسالت خود در حوزه فرهنگسازی و آگاهیبخشی، میتواند نقش بسیار کلیدی در معماری پیشگیری از آسیبهای اجتماعی ایفا کند. پیشنهاد ما، ایجاد یک طرح جامع با عنوان:
طرح «شبکه ملی دیدهبان اجتماعی» (SNSS)
ماموریت: ایجاد یک شبکه رسانه–میدان یکپارچه که به طور همزمان وظایف رصد، روایت، و ارائه راهحل را در حوزه آسیبهای اجتماعی بر عهده دارد. این شبکه، پلی میان مشکلات جامعه و نهادهای تصمیمگیر و همچنین میان مردم و یکدیگر خواهد بود.
ارکان:
- رکن داده (Data Pillar):
- وظیفه: راهاندازی یک پلتفرم آنلاین متمرکز که امکان جمعآوری و تحلیل گزارشهای مردمی (از طریق اپلیکیشن، وبسایت، یا کانالهای ارتباطی مشخص)، دادههای رسمی و آمارهای نهادهای ذیربط را فراهم کند.
- فعالیتها: تحلیل روندها، شناسایی نقاط داغ آسیبهای اجتماعی، هشدار زودهنگام در مورد شکلگیری بحرانهای جدید، و ارائه گزارشهای تحلیلی مستند برای سیاستگذاران.
- رکن روایت (Narrative Pillar):
- وظیفه: تولید محتوا با محوریت داستانهای واقعی و روایت امید. این رکن، جنبه احساسی و ارتباطی طرح را بر عهده دارد.
- فعالیتها: تولید مستندهای کوتاه، پادکستها، مقالات تحلیلی، و محتواهای بصری که بر معرفی الگوهای موفق، راهحلهای خلاقانه، و بیان تجربیات افرادی که از چرخه آسیب عبور کردهاند، تمرکز دارد. این بخش باید با لحنی همدلانه، امیدبخش و واقعبینانه، به بازسازی روایتهای صحیح در جامعه بپردازد.
- رکن آموزش (Education Pillar):
- وظیفه: برگزاری کمپینهای آموزشی در سطح ملی و محلی با تمرکز بر مهارتهای زندگی و سواد رسانهای.
- فعالیتها: ارائه کارگاههای آنلاین و حضوری، تولید محتوای آموزشی (اینفوگرافیک، ویدئوهای آموزشی کوتاه)، برگزاری وبینارها با حضور کارشناسان، و آموزش شهروندان در خصوص شناسایی آسیبهای اجتماعی، راههای پیشگیری، و استفاده صحیح از رسانهها.
- رکن فشار مثبت (Positive Pressure Pillar):
- وظیفه: ارائه بستههای سیاستی مستند و کارشناسی شده به نهادهای تصمیمگیر و حاکمیتی.
- فعالیتها: جمعبندی یافتههای رکن داده و رکن روایت، ارائه پیشنهادات سیاستی عملیاتی و مستند به وزارتخانهها، سازمانها، و نمایندگان مجلس، و پیگیری اجرای آنها. این رکن، پل ارتباطی میان میدان، جامعه مدنی و حاکمیت خواهد بود.
مزیت SNSS: این طرح، یک مزیت اساسی دارد و آن پل زدن بین میدان (مردم و مشکلاتشان) و سیاستگذاری (تصمیمگیران) است، با حفظ لحن امیدبخش و راهگشا. «الفت ملت» میتواند در این طرح، نقش هماهنگکننده، ترویجکننده و مطالبهگر را ایفا کند.
۶. نتیجهگیری
پیشگیری از آسیبهای اجتماعی در ایران، یک انتخاب آرایشی یا یک پروژه جانبی برای برنامههای فرهنگی نیست؛ بلکه این، خط مقدم امنیت ملی محسوب میشود. جامعهای که در آن آسیبهای اجتماعی رو به افزایش باشد، از درون سست و ناپایدار خواهد شد و این ناپایداری، زمینهساز انواع بحرانهای امنیتی، اقتصادی و سیاسی است. اگر امروز نتوانیم ساختار اجتماعی خود را در برابر امواج مخرب رسانهای، فشارهای اقتصادی، و گسستهای فرهنگی مقاوم کنیم، فردا مجبور خواهیم بود با هزینههایی چندبرابر، نه تنها برای کنترل آسیبها، بلکه برای بازسازی اعتماد، انسجام ملی، و ترمیم بافت اجتماعی جامعه بجنگیم.
وظیفه مجموعههایی چون «الفت ملت»، نه صرفاً گزارش کردن بحرانها و بازتاب مشکلات، بلکه مهندسی امید و توانمندسازی اجتماعی است. هر خبر، هر تصویر، هر تحلیل و هر روایت که توسط این مجموعه تولید میشود، باید در خدمت تقویت ریشههای جامعه، افزایش آگاهی عمومی، و تشویق به مشارکت جمعی برای ساختن آیندهای باشد که در آن، فرزندانمان نه در سایه ترس و ناامیدی، بلکه در امنیتی مبتنی بر سلامت اجتماعی و رفاه فردی رشد کنند. این یک مأموریت ملی است و «الفت ملت» میتواند یکی از پیشگامان این عرصه باشد.
بیانیه مالکیت و انحصار: اثرِ «مجموعه رسانهای الفت ملت»
این اثر، ۱۰۰٪ تولیدی، تحلیلشده و اختصاصی «مجموعه رسانهای الفت ملت» است. کلیه حقوق مادی و معنوی آن، از جمله حق تکثیر، بازنشر و بهرهبرداری رسانهای، متعلق به این مجموعه میباشد.
«هرگونه استفاده، نقل یا بازنشر جز با اجازه مکتوب مجموعه رسانهای الفت ملت مجاز نیست.»
دکتریحیی نیسی
روزنامه نگار و اقتصاددان
مجموعه رسانه ای الفت ملت
- نویسنده : عیسی نیسی


























