رویارویی دو نسل قلم؛ از خاطرهای ناگهانی تا گنجینهای از تجربه بر حسب اتفاق فرصتی پیش آمد که در دفتر روزنامه «روای ملت» با دوست، همکار و پیشکسوت خوزستانیام، استاد امید حلالی، دیداری داشته باشم. دیداری که نه در تقویمم نوشته بودم و نه در برنامه روز، اما از آن دست اتفاقهایی بود که با […]
رویارویی دو نسل قلم؛ از خاطرهای ناگهانی تا گنجینهای از تجربه
بر حسب اتفاق فرصتی پیش آمد که در دفتر روزنامه «روای ملت» با دوست، همکار و پیشکسوت خوزستانیام، استاد امید حلالی، دیداری داشته باشم. دیداری که نه در تقویمم نوشته بودم و نه در برنامه روز، اما از آن دست اتفاقهایی بود که با همهی پیشبینیناپذیریاش، خاطرهای روشن و ماندگار میشود.
استاد حلالی، با سالها تجربه در مطبوعات، رسانه و صنعت چاپ، همانطور که میشناختم حضوری آرام، مؤدب و اندیشمند داشت. انسانی کارشناس، آشنا به ریشههای فرهنگ و دغدغههای اجتماعی، و مهمتر از همه صاحب نگاه تحلیلی که با سالها کار و کلنجار با واقعیتها ورز خورده است. گفتوگویمان، هرچند کوتاه، سرشار از انرژی و درک متقابل از جهان کلمه بود.
در پایان دیدار، با مهر و بزرگوارانه سه جلد از آثارش را به من هدیه داد: «چرا باید هویت خوزستانی را احیا کنیم؟»، «این دو حس بنیادین»، و «ایران و ضرورت غربشناسی برای جهان میانهشدن». مجموعههایی که حاصل گردآوری مقالات اوست؛ مقالاتی که هرکدام عمری میان ده تا بیست سال را پشت سر دارند، اما همچنان برای امروز حرفی تازه دارند.
آنچه در این کتابها مشهود است، نگاهی ژرف و موشکافانه به مسائلی است که ما عادت کردهایم در هیاهوی روزمره از کنارش بگذریم. او نه فقط روایتگر رویدادهاست، بلکه نسخهپرداز پیشنهادها و راهحلهایی است که میشود در تقاطع حال و آینده به کار گرفت.
خواندن این مجموعه، بهوضوح عمق تجربهی حرفهای او را در مواجهه با شرایط گوناگون نشان میدهد؛ تجربهای که به جای انباشته شدن در حافظه فردی، به میراث مکتوب تبدیل شده است. این دیدار، باز هم یادم آورد که در جهان رسانه، گاهی ارزشمندترین چیزها نه تیترهای جنجالی، که همین لحظههای انسانی و انتقال تجربهاند.
برای استاد حلالی، آرزوی سلامتی و توفیق دارم؛ چرا که قلمی چنین ریشهدار، هنوز میتواند برای نسلهای تازه، چراغ راه باشد.
دکتر یحیی نیسی
روزنامهنگار / اقتصاددان
- نویسنده : عیسی نیسی



























