تحلیل ویژه «مجموعه رسانه ای الفت ملت» / مهر ۱۴۰۴ در دنیای پیچیده و در حال تحول امروز، مفاهیم سنتی قدرت و بازیگران منطقهای در حال دگرگونی عمیقی هستند. ایران، با سابقهای تمدنی کهن و موقعیت ژئواستراتژیک بیبدیل، از چهارچوب یک بازیگر صرفاً منطقهای فراتر رفته و به معمار و تعیینکننده بخش مهمی از معادلات […]
تحلیل ویژه «مجموعه رسانه ای الفت ملت» / مهر ۱۴۰۴
در دنیای پیچیده و در حال تحول امروز، مفاهیم سنتی قدرت و بازیگران منطقهای در حال دگرگونی عمیقی هستند. ایران، با سابقهای تمدنی کهن و موقعیت ژئواستراتژیک بیبدیل، از چهارچوب یک بازیگر صرفاً منطقهای فراتر رفته و به معمار و تعیینکننده بخش مهمی از معادلات قدرت در خاورمیانه و حتی در صحنه جهانی چندقطبی بدل شده است. این جایگاه نوین، نتیجه ترکیبی هوشمندانه از عوامل داخلی و خارجی است که همبستگی ملی، ظرفیتهای اقتصادی رو به رشد، توان بازدارندگی نظامی قابل توجه، و شبکههای دیپلماسی چندلایهای که با دقت و استراتژی خاصی تنیده شدهاند، همگی دست به دست هم داده تا ایران را به نقطه ثقل در توازن قدرت جهانی تبدیل کنند. این تحلیل، عمیقاً به بررسی این ابعاد مختلف پرداخته و نقش تعیینکننده ایران را در چشمانداز ژئوپلیتیکی فعلی و آینده مورد واکاوی قرار میدهد.
۱. بازتعریف صورتمسئله: سه جبهه فشار و پاسخ ترکیبی
قدرتهای جهانی، بهویژه ایالات متحده آمریکا و متحدان اروپایی آن، رویکردی چندوجهی را برای مهار و محدود کردن نفوذ منطقهای و بینالمللی ایران در پیش گرفتهاند. این فشارها را میتوان در سه جبهه اصلی دستهبندی کرد که هر یک دارای ابزارها و اهداف خاص خود هستند:
- جبهه اقتصادی: این محور شامل طیف گستردهای از اقدامات است که با هدف فلج کردن اقتصاد ایران و ایجاد نارضایتی عمومی صورت میگیرد. مهمترین ابزارهای مورد استفاده در این جبهه عبارتند از:
- تحریمهای هدفمند: اعمال محدودیت بر بخشهای کلیدی اقتصاد، شرکتهای خاص، افراد و نهادهای مرتبط با برنامههای هستهای، موشکی و منطقهای ایران. این تحریمها با هدف دشوار ساختن روابط تجاری و مالی ایران با جهان طراحی شدهاند.
- مسدودسازی داراییها: توقیف و مسدود کردن حسابهای بانکی و داراییهای متعلق به دولت ایران، بانک مرکزی و نهادهای دولتی یا شبهدولتی در خارج از کشور.
- محدودیتهای بانکی: تلاش برای جدا کردن سیستم بانکی ایران از شبکههای مالی جهانی (مانند سوئیفت) و ایجاد موانع جدی در تراکنشهای بینالمللی، که عملاً تجارت و سرمایهگذاری خارجی را دشوار میسازد.
- مکانیسم ماشه (Snapback): استفاده از بندهای قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل متحد (بهویژه قطعنامه ۲۲۳۱) برای بازگرداندن تحریمهای سازمان ملل که پیش از برجام لغو شده بودند، در صورت تشخیص نقض توافق توسط ایران. این مکانیسم به عنوان یک اهرم فشار دائمی عمل میکند.
- جبهه سیاسی: این محور بر انزوای دیپلماتیک ایران متمرکز است و هدف آن تضعیف جایگاه ایران در مجامع بینالمللی و کاهش روابط دوجانبه آن با کشورها است. اقدامات سیاسی شامل موارد زیر است:
- تلاش برای انزوای دیپلماتیک: ایجاد ائتلافهای منطقهای و بینالمللی برای منزوی کردن ایران، کاهش سطح روابط دیپلماتیک با تهران، و تشویق کشورها به محدود کردن تعاملات با ایران.
- حذف ایران از نهادهای بینالمللی: تلاش برای اخراج ایران از سازمانهای بینالمللی، کنفرانسها و فرومهای مهم منطقهای و جهانی، با هدف کاهش صدای ایران و محدود کردن توانایی آن برای تأثیرگذاری بر تصمیمگیریها.
- جبهه رسانهای: جنگ روایتها و عملیات روانی بخش مهمی از استراتژی فشار بر ایران را تشکیل میدهد. هدف این جبهه، تخریب تصویر ایران در افکار عمومی جهانی، ایجاد تصور خصمانه نسبت به سیاستها و اهداف ایران، و دامن زدن به احساسات ضدایرانی است. این اقدامات شامل:
- جنگ روایتها: انتشار اطلاعات گزینشی، distorted facts، و اخبار منفی با هدف تشدید چهره ایران به عنوان یک عامل بیثباتکننده و تهدید در منطقه و جهان.
- تخریب تصویر ایران در افکار عمومی جهانی: استفاده از رسانههای گوناگون، شبکههای اجتماعی و اندیشکدهها برای برجسته کردن جنبههای منفی (واقعی یا تحریف شده) و کماهمیت جلوه دادن دستاوردها و جنبههای مثبت ایران.
پاسخ ترکیبی ایران:
در مواجهه با این فشارهای سهگانه، ایران با اتکا به ظرفیتهای داخلی و رویکردی فعال و چندلایه، اقدام به ایجاد سه لایه دفاعی–تهاجمی کرده است:
- اقتصاد مقاومتی و تنوع بازار: این راهبرد بر کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی، حمایت از تولید داخلی، توسعه صنایع دانشبنیان، و ایجاد بازارهای جایگزین برای صادرات و واردات تمرکز دارد. هدف، خنثیسازی تأثیر تحریمهای اقتصادی و حفظ رشد اقتصادی پایدار است. این شامل سرمایهگذاری در بخشهای غیرنفتی مانند پتروشیمی، معدن، کشاورزی و خدمات، و همچنین یافتن شرکای تجاری جدید در خارج از حوزه نفوذ سنتی غرب است.
- دیپلماسی فعال با شرق و جنوب جهانی: ایران به طور فزایندهای در حال تقویت روابط خود با کشورهای شرق آسیا (بهویژه چین)، روسیه، و کشورهای در حال توسعه در آفریقا، آمریکای لاتین و جنوب آسیا است. این دیپلماسی چندبعدی، نه تنها به عنوان سپری در برابر فشارهای غرب عمل میکند، بلکه فرصتهای جدیدی برای همکاریهای اقتصادی، انرژی، فنی و امنیتی ایجاد میکند. این رویکرد، سیاست «نگاه به شرق» را به معنای واقعی کلمه پیادهسازی میکند.
- تولید روایتهای بومی برای خنثیسازی عملیات روانی: ایران با اتکا به رسانههای داخلی، شبکههای ارتباطی خود، و دیپلماسی عمومی، تلاش میکند تا روایتهای خود را از وقایع منطقهای و بینالمللی بیان کرده و با اطلاعات غلط و پروپاگاندای غربی مقابله کند. این شامل تبیین سیاستهای منطقهای ایران، برجسته کردن نقش آن در مبارزه با تروریسم، و نمایش دستاوردها و ظرفیتهای واقعی کشور است. استفاده از زبانهای مختلف و حضور فعال در رسانههای دیجیتال، بخش مهمی از این راهبرد را تشکیل میدهد.
این پاسخ ترکیبی، ایران را قادر میسازد تا نه تنها در برابر فشارهای خارجی مقاومت کند، بلکه از این فشارهای به عنوان کاتالیزوری برای تقویت توانمندیهای داخلی و بازتعریف جایگاه خود در نظم نوین جهانی استفاده نماید.
۲. اتحاد ملی و بازدارندگی خارجی
عامل کلیدی در حفظ اقتدار و توانمندی ایران در برابر تهدیدات خارجی، پایبندی و انسجام داخلی است. همانطور که رهبر انقلاب در سخنرانی مهم خود در مهرماه بر آن تأکید کردند، «یکپارچگی مردم و نخبگان» اولین و اساسیترین سپر دفاعی کشور در برابر تهاجمات بیگانه است. این اتحاد، صرفاً یک شعار نیست، بلکه تجلی آن را در رویدادهای مختلف شاهد بودهایم:
- واکنش منسجم به بحرانهای منطقهای: در موقعیتهای حساس، مانند جنگ ۱۲ روزه (اشاره احتمالی به درگیریهای اخیر در منطقه)، شاهد بودیم که چگونه انسجام ملی و همبستگی مردم و مسئولان، به یک واکنش قاطع و واحد در قبال تحولات منجر شد. این هماهنگی، قدرت بازدارندگی ایران را افزایش داده و به دشمنان این پیام را میرساند که هرگونه تجاوز با پاسخی کوبنده و متحد مواجه خواهد شد.
- بسیج منابع مردمی در پروژههای زیرساختی و امدادی: نمونههای متعددی از مشارکت فعالانه مردم در پروژههای عمرانی، زیربنایی، و امدادرسانی در زمان بحران (مانند زلزلهها، سیلها و بحرانهای سلامتی) وجود دارد. این بسیج مردمی، نشاندهنده اعتماد به نفس ملی و توانایی جامعه برای عبور از چالشها با تکیه بر سرمایه اجتماعی خود است. این مشارکت، نه تنها بار دولت را کاهش میدهد، بلکه روحیه ملی و همبستگی را تقویت میکند.
- همگرایی جناحهای سیاسی در مسائل کلان امنیت ملی: با وجود تنوع دیدگاهها و رقابتهای سیاسی میان جناحهای مختلف در ایران، در بزنگاههای حساس و در خصوص موضوعات حیاتی مربوط به امنیت ملی، شاهد یک همگرایی و اجماع قابل توجه هستیم. این همگرایی، تضمینکننده ثبات سیاسی داخلی و نشاندهنده بلوغ سیاسی کشور در اولویتبندی منافع ملی بر اختلافات جناحی است.
این اتحاد ملی، صرفاً به معنای وحدت در سخن نیست، بلکه به یک قدرت عملیاتی تبدیل میشود. این سرمایه اجتماعی، در محاسبات هزینه–فایده دشمنان، عاملی بازدارنده محسوب میشود. دشمنان ایران میدانند که هرگونه اقدام خصمانه، با مقاومت و واکنشی گسترده از سوی ملت و نظام روبرو خواهد شد، که این خود هزینهها را به شدت افزایش داده و محاسبات تهاجمی را برای آنان غیرممکن میسازد. این انسجام داخلی، تضمینکننده بقا و پیشرفت ایران در دنیای پرآشوب امروز است.
۳. نقش چین و روسیه؛ ستونهای حمایت فرامنطقهای
در چشمانداز کنونی ژئوپلیتیکی که با افزایش تنشها میان غرب و بلوک شرق و جنوب جهانی همراه است، ایران با اتخاذ رویکردی هوشمندانه، توانسته است روابط استراتژیک خود را با قدرتهای نوظهور و تأثیرگذار، بهویژه چین و روسیه، تعمیق بخشد. این روابط، صرفاً دیپلماتیک نیست، بلکه شامل همکاریهای همهجانبه اقتصادی، امنیتی و فناورانه است که به مثابه ستونهای حمایتی فرامنطقهای، سپر دفاعی دوم ایران را در برابر فشارهای غرب تشکیل میدهند و فضای مانور گستردهتری را برای این کشور در عرصه جهانی فراهم میآورند.
چین: شریک اقتصادی و سرمایهگذار راهبردی
همکاریهای ایران و چین در سالهای اخیر شتاب فزایندهای گرفته و ابعاد مختلفی را در بر گرفته است:
- توافقات انرژی بلندمدت: یکی از مهمترین محورهای همکاری، تضمین امنیت انرژی چین از طریق توافقات بلندمدت برای خرید نفت خام، میعانات گازی، و محصولات پتروشیمی از ایران است. این توافقات، هم برای ایران منبع درآمد ارزی پایدار را فراهم میکند و هم نیازهای انرژی چین را در میانمدت و بلندمدت تأمین مینماید. این همکاریها، هرچند تحت تأثیر فشارهای آمریکا قرار دارند، اما به دلیل منافع متقابل، تداوم یافتهاند.
- پروژههای زیربنایی ریلی و بندری: چین با سرمایهگذاری در پروژههای کلیدی زیرساختی در ایران، به ویژه در حوزه حملونقل و لجستیک، نقش مهمی ایفا میکند. پروژههایی مانند توسعه بندر چابهار و خطوط راهآهن استراتژیک، از جمله مسیر زاهدان–مشهد، به اتصال ایران به شبکه حملونقل جهانی و تسهیل تجارت میان آسیا و اروپا کمک میکند. این پروژهها، ایران را به یک هاب ترانزیتی منطقهای و بینالمللی تبدیل کرده و موقعیت اقتصادی آن را تقویت مینمایند.
- تبادل فناوریهای نو: همکاریهای دوجانبه در حوزه فناوریهای پیشرفته نیز در حال گسترش است. این شامل تبادل دانش و سرمایهگذاری در بخشهایی مانند فناوریهای انرژیهای تجدیدپذیر (مانند پنلهای خورشیدی)، فناوری باتری، هوش مصنوعی و فناوریهای اطلاعات و ارتباطات است. این همکاریها، به ایران کمک میکند تا از اتکای خود به فناوریهای غربی کاسته و در حوزههای نوظهور، به خودکفایی دست یابد.
روسیه: شریک امنیتی و نظامی
روابط راهبردی ایران و روسیه، که در سالهای اخیر به طور قابل توجهی تعمیق یافته است، محورهای کلیدی زیر را شامل میشود:
- هماهنگی امنیتی در سازمان شانگهای: عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای (SCO) و همکاری نزدیک با روسیه در چارچوب این سازمان، فرصتهای جدیدی را برای هماهنگی امنیتی در مقابله با تهدیدات مشترک (مانند تروریسم، افراطگرایی و قاچاق مواد مخدر) فراهم کرده است. این همکاریها، به تقویت امنیت منطقهای و تقویت جایگاه ایران در ائتلافهای چندجانبه کمک میکند.
- سوآپ انرژی و همکاری در بازارهای ثالث: روسیه و ایران در زمینه سوآپ (تهاتر) انرژی، به ویژه گاز طبیعی، همکاری میکنند. این همکاریها، به هر دو کشور امکان میدهد تا از منابع انرژی یکدیگر بهرهمند شده و نیازهای بازارهای منطقهای را تأمین کنند. همچنین، همکاری در بازارهای ثالث، به معنای هماهنگی در فروش انرژی و محصولات نفتی، به افزایش قدرت چانهزنی و مقابله با فشارهای غرب کمک میکند.
- پروژههای دفاعی و صنایع مشترک: همکاریهای دفاعی و نظامی میان ایران و روسیه، شامل تبادل تجربیات، فناوریها و حتی تولید مشترک برخی تسلیحات و تجهیزات نظامی است. این همکاریها، به ایران در تقویت توان بازدارندگی خود کمک کرده و از تحریمهای تسلیحاتی غرب فاصله میگیرد.
این روابط چندبعدی با چین و روسیه، نه تنها به عنوان سپر دوم ایران در برابر فشارهای غرب عمل میکنند، بلکه با ایجاد فرصتهای اقتصادی و امنیتی نوین، استقلال عمل ایران را افزایش داده و موقعیت آن را به عنوان یک بازیگر کلیدی در نظم جهانی چندقطبی تثبیت مینمایند.
۴. ایران بهعنوان تعیینکننده معادلات منطقه
ایران امروز فراتر از یک بازیگر صرفاً منطقهای، به یک تعیینکننده اصلی در معادلات پیچیده خاورمیانه و حتی فراتر از آن تبدیل شده است. این نقشآفرینی چندوجهی، در چهار میدان اصلی جغرافیایی و راهبردی قابل مشاهده است که ترکیبی از توان سخت (بازدارندگی نظامی، قابلیتهای موشکی و دفاعی) و توان نرم (نفوذ فرهنگی، دیپلماسی فعال، و حمایت از متحدان) آن را تثبیت کرده است:
- خلیج فارس: این منطقه، قلب تپنده تأمین انرژی جهان و یکی از مهمترین گذرگاههای آبی بینالمللی است. ایران با موقعیت ژئواستراتژیک خود در تنگه هرمز، کنترل بخش قابل توجهی از جریان انرژی جهان را در دست دارد. توان نظامی و توان بازدارندگی ایران، نه تنها امنیت خود را تضمین میکند، بلکه نقش مهمی در حفظ ثبات (یا مدیریت بیثباتی) در این منطقه حساس ایفا مینماید. هرگونه اقدام علیه منافع ایران در این منطقه، پیامدهای جهانی خواهد داشت.
- مدیترانه شرقی: در این جبهه، ایران از طریق حمایت از محور مقاومت (شامل حزبالله لبنان، گروههای مقاومت فلسطینی و نیروهای همسو در سوریه و عراق)، نقش حیاتی در مدیریت بحرانها و مقابله با نفوذ قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای ایفا میکند. این حمایتها، توازن قدرت را در منطقه به نفع نیروهای مقاومت تغییر داده و از گسترش هژمونی برخی قدرتها جلوگیری میکند. موقعیت استراتژیک ایران، این کشور را به یک بازیگر کلیدی در معادلات سوریه، لبنان و فلسطین تبدیل کرده است.
- آسیای مرکزی: ایران با توجه به همسایگی با برخی کشورهای آسیای مرکزی و همچنین موقعیت جغرافیایی خود، نقش فزایندهای در اتصال کریدورهای حملونقل و انرژی ایفا میکند. پروژههای زیرساختی ایران، از جمله توسعه راهآهن و بنادر، به اتصال این منطقه به بازارهای جهانی و دریای آزاد کمک میکند. همچنین، ایران به عنوان یک شریک تجاری و انرژی مهم برای برخی از این کشورها، در توسعه اقتصادی و ثبات منطقه نقش دارد.
- دریای سرخ و شاخ آفریقا: در این ناحیه مهم که شامل مسیرهای حیاتی کشتیرانی و دسترسی به بازارهای آفریقایی است، ایران با اتخاذ سیاست همکاری با کشورهای مستقل، به دنبال کاهش حضور و نفوذ قدرتهای فرامنطقهای (مانند آمریکا و برخی کشورهای اروپایی) است. همکاری با کشورهایی مانند یمن (از طریق حمایت از انصارالله) و سودان، به ایران اجازه میدهد تا در این منطقه ژئوپلیتیکی حیاتی، حضور و نفوذ داشته باشد و از منافع خود و متحدانش دفاع کند.
این جایگاه تعیینکننده، صرفاً نتیجه توان نظامی نیست، بلکه حاصل تلفیق هوشمندانهای از توان سخت (قابلیتهای دفاعی و بازدارندگی) و توان نرم (نفوذ فرهنگی، دیپلماسی پویا، و ارتباطات استراتژیک با بازیگران منطقهای و غیرمنطقهای) است. ایران توانسته است با استفاده از این دو بال، خود را به یک بازیگر غیرقابل چشمپوشی در معادلات خاورمیانه و نظم جهانی بدل سازد.
۵. فرصتهای پسامنطقهای
ایران در حال حاضر فراتر از مرزهای جغرافیایی خاورمیانه، به طور فعال در حال گسترش نفوذ و همکاریهای خود با قدرتهای نوظهور و اقتصادهای در حال توسعه در سراسر جهان است. این رویکرد، که بر پایه شبکههای اقتصادی جنوب–جنوب استوار است، به ایران اجازه میدهد تا ضمن خنثیسازی تأثیر تحریمهای مبتنی بر دلار، استقلال مالی خود را تقویت کرده و بازارهای جدیدی را برای صادرات و سرمایهگذاری خود بگشاید. این فرصتهای پسامنطقهای، چشمانداز اقتصادی و سیاسی ایران را به طرز چشمگیری تغییر دادهاند:
- آفریقا: قاره آفریقا، با منابع غنی طبیعی و بازارهای رو به رشد، یک حوزه مهم برای سرمایهگذاری ایران محسوب میشود. همکاریها در بخشهای معدنی (مانند استخراج فلزات ارزشمند) و کشاورزی (تولید محصولات غذایی و توسعه زیرساختهای کشاورزی)، فرصتهای ارزشمندی را برای هر دو طرف فراهم میکند. ایران با دانش فنی و تجربه خود در حوزه کشاورزی و معدن، میتواند به توسعه اقتصادی پایدار در این قاره کمک کند.
- آمریکای لاتین: این منطقه، که دارای منابع عظیم انرژی و ظرفیتهای صنعتی رو به رشد است، فرصتهای خوبی برای همکاری با ایران فراهم میآورد. همکاری در بخش انرژی (نفت، گاز و انرژیهای تجدیدپذیر) و تبادل فناوریهای نو، به ویژه در حوزههایی که تحریمهای آمریکا کمتر مؤثر است، محورهای کلیدی همکاری را تشکیل میدهند.
- اروپا و آسیا: ایران با موقعیت جغرافیایی خود، نقشی کلیدی در اتصال کریدورهای حملونقل و انرژی بین شرق و غرب و شمال و جنوب ایفا میکند. حضور فعال در کریدور شمال–جنوب (اتصال شمال اروپا به اقیانوس هند) و کریدور شرق–غرب (اتصال شرق آسیا به اروپا)، به ایران امکان میدهد تا از موقعیت ترانزیتی خود بهرهبرداری کرده و به یکی از هابهای لجستیکی و تجاری جهان تبدیل شود. این امر، جریان کالا و انرژی را تسهیل کرده و منافع اقتصادی قابل توجهی را برای ایران به همراه دارد.
این استراتژی تنوعبخشی به روابط خارجی و اقتصادی، تأثیر تحریمهای آمریکا را که عمدتاً بر پایه تسلط دلار بنا شدهاند، به شدت کاهش داده است. با ایجاد نظامهای پرداخت دوجانبه و استفاده از ارزهای محلی، ایران میتواند حجم تجارت خود را حفظ کرده و حتی افزایش دهد، بدون آنکه نیازمند عبور از سیستم بانکی غربی باشد. این رویکرد، استقلال مالی کشور را به طور چشمگیری تقویت کرده و انعطافپذیری اقتصادی ایران را در مواجهه با فشارهای خارجی افزایش میدهد. در واقع، ایران با گشودن پنجرههای جدید به سوی جهان، در حال بازتعریف جایگاه خود در اقتصاد جهانی و فراتر از محدودیتهای اعمال شده توسط غرب است.
۶. نتیجهگیری و سناریوهای آینده
چشمانداز پیش روی ایران، با توجه به موقعیت راهبردی، توانمندیهای رو به رشد و بازیگری فعال در عرصه بینالمللی، دو مسیر اصلی و متمایز را پیش روی خود میبیند که بسته به نحوه مدیریت فرصتها و چالشها، آینده ایران را شکل خواهند داد:
- سناریوی صعودی (Optimistic Scenario): این سناریو بر مبنای تشدید و تعمیق عوامل موفقیت فعلی ایران بنا شده است. عناصر کلیدی این مسیر عبارتند از:
- تعمیق اتحاد داخلی: حفظ و تقویت انسجام ملی، همبستگی میان مردم و نخبگان، و مدیریت هوشمندانه اختلافات سیاسی داخلی، به عنوان موتور محرکه اصلی پیشرفت.
- استفاده حداکثری از حمایت چین و روسیه: گسترش و تعمیق همکاریهای راهبردی با پکن و مسکو در تمامی ابعاد (اقتصادی، امنیتی، فناورانه) به منظور مقابله مؤثر با فشارهای غرب و بهرهگیری از ظرفیتهای جدید.
- تبدیل ایران به هاب انرژی و ترانزیت چندقارهای: با سرمایهگذاری مستمر در زیرساختها، توسعه خطوط ریلی و دریایی، و با بهرهگیری از موقعیت جغرافیایی منحصربهفرد، ایران میتواند به یک گرهگاه حیاتی برای انتقال انرژی و کالا از آسیا به اروپا و آفریقا تبدیل شود.
- توسعه اقتصادی پایدار و مبتنی بر دانش: تمرکز بر اقتصاد مقاومتی، حمایت از صنایع داخلی، توسعه فناوریهای نوین و افزایش صادرات غیرنفتی.
در صورت تحقق این سناریو، ایران در طی ۵ تا ۱۰ سال آینده، نه تنها جایگاه خود را به عنوان یک قدرت منطقهای تثبیت خواهد کرد، بلکه به معمار اصلی نظم جدید منطقهای و یک بازیگر کلیدی در نظم جهانی چندقطبی ارتقا خواهد یافت.
- سناریوی چالشبرانگیز (Challenging Scenario): این سناریو، ریسکها و موانع پیش روی ایران را برجسته میکند و نیازمند رویکردهای دقیق و پیشگیرانه است:
- فشارهای شدید غرب بر شرکای ایران: تلاشهای مستمر و فزاینده قدرتهای غربی برای تحت فشار قرار دادن چین، روسیه و سایر شرکای اقتصادی ایران، به منظور محدود کردن همکاریهای آنها با تهران. این فشارها میتواند شامل تحریمهای ثانویه و تهدیدات دیپلماتیک باشد.
- بحرانهای منطقهای و تشدید تنشها: وقوع درگیریهای منطقهای جدید یا تشدید تنشهای موجود، که میتواند ثبات و امنیت را مختل کرده و بر مسیر توسعه اقتصادی ایران تأثیر منفی بگذارد.
- بوروکراسی داخلی و کندی در اجرای اصلاحات: چالشهای ناشی از ساختارهای بوروکراتیک، فساد، و مقاومت در برابر اصلاحات ساختاری، که میتواند مانع از بهرهبرداری کامل از فرصتها و خنثیسازی تهدیدات شود.
در این سناریو، ایران ممکن است با چالشهای جدی در حفظ و ارتقای جایگاه خود روبرو شود و نتواند از تمام ظرفیتهای بالقوه خود بهرهمند گردد.
با توجه به روند کنونی تحولات و رویکرد فعال ایران در عرصه بینالمللی، سناریوی صعودی محتملتر به نظر میرسد، مشروط بر اینکه تهران بتواند اتحاد داخلی را حفظ کرده و از حمایتهای بینالمللی خود به بهترین نحو استفاده نماید.
۷. پیشنهاد ویژه «الفت ملت»
برای تثبیت جایگاه ایران به عنوان یک محور راهبردی قدرت و مدیریت مؤثر تحولات پیچیده ژئوپلیتیکی و اقتصادی، «الفت ملت» پیشنهاد ایجاد یک نهاد تخصصی و کارآمد را مطرح مینماید:
مرکز نقشه راه ایران و همپیمانان
این مرکز، با مأموریتهای ذیل، میتواند نقش کلیدی در هدایت استراتژیک و تثبیت روایت اثرگذاری ایران ایفا کند:
- رصد تحولات ژئوپلیتیک و اقتصادی: ایجاد سامانههای پیشرفته پایش و تحلیل اطلاعات برای رصد مستمر تحولات منطقهای و بینالمللی، روندهای اقتصادی جهانی، و فعالیتهای بازیگران کلیدی. این رصد باید شامل تحلیل عمیق نقاط قوت، ضعف، فرصتها و تهدیدات (SWOT) مرتبط با موقعیت ایران و همپیمانانش باشد.
- طراحی سناریوهای مقابله با فشارها: بر اساس تحلیلهای انجام شده، مرکز باید به طور مستمر سناریوهای مختلف مواجهه با فشارهای اقتصادی، سیاسی و رسانهای غرب را طراحی و ارزیابی کند. این سناریوها باید شامل راهکارهای عملی، مبتنی بر توانمندیهای داخلی و خارجی، و با در نظر گرفتن پیامدهای احتمالی کوتاهمدت و بلندمدت باشند.
- توسعه ارتباطات رسانهای و دیپلماسی عمومی چندزبانه: ایجاد یک استراتژی جامع برای تولید و انتشار روایتهای بومی و اثرگذار در سطوح بینالمللی. این مرکز باید با استفاده از زبانهای مختلف، در رسانههای گوناگون (دیجیتال، چاپی، تصویری) فعال باشد تا تصویر واقعی و دستاوردهای ایران را به مخاطبان جهانی عرضه کرده و با اطلاعات نادرست و پروپاگاندا مقابله نماید. این امر شامل توسعه دیپلماسی عمومی از طریق شبکههای اجتماعی، اندیشکدهها، و همکاری با سازمانهای بینالمللی غیردولتی خواهد بود.
ایجاد چنین مرکزی، نه تنها به تثبیت روایت اثرگذاری ایران در افکار عمومی جهانی و منطقهای کمک خواهد کرد، بلکه با ارائه تحلیلهای عمیق و سناریوهای عملی، مسیر تصمیمگیری راهبردی را برای مدیران و سیاستگذاران کشور کوتاهتر و مؤثرتر خواهد ساخت. این نهاد میتواند به عنوان یک بازوی مشورتی و عملیاتی، نقش مهمی در پیشبرد اهداف کلان جمهوری اسلامی ایران در جهت تبدیل شدن به یک قدرت منطقهای و جهانی ایفا نماید.
بیانیه مالکیت و انحصار: اثرِ «مجموعه رسانهای الفت ملت»
این اثر، ۱۰۰٪ تولیدی، تحلیلشده و اختصاصی «مجموعه رسانهای الفت ملت» است. کلیه حقوق مادی و معنوی آن، از جمله حق تکثیر، بازنشر و بهرهبرداری رسانهای، متعلق به این مجموعه میباشد.
«هرگونه استفاده، نقل یا بازنشر جز با اجازه مکتوب مجموعه رسانهای الفت ملت مجاز نیست.»
عیسی نیسی
روزنامه نگار/ تحلیلگر رسانه و مدیرمسئول مجموعه رسانه ای الفت ملت
- نویسنده : عیسی نیسی


























